1
سوگند به سپيدهدم- هر بامداد يا بامداد دهم ذو الحجه-
5
آيا در آن- كه ياد شد- براى خردمند سوگندى [بسنده] هست؟
6
آيا نديدهاى كه پروردگارت با عاد- قوم هود- چه كرد؟
7
[با] ارم كه داراى ستونها- يا كاخهاى بلند- بود؟
8
كه مانند آن در شهرها آفريده نشده بود.
9
و [با] ثمود- قوم صالح-، آنان كه در آن وادى- ميان عمّان و حَضْرَمُوت- سنگ مىبريدند- براى ساختمانهاشان-.
10
و [با] فرعون داراى ميخها- كه به چهار ميخ مىكشيد و شكنجه مىكرد-.
11
آنان كه در شهرها سركشى كردند و از حد درگذشتند.
12
و در آنها بسى تباهى كردند.
13
پس پروردگار تو تازيانه عذاب را بر آنها فرو ريخت.
14
هر آينه پروردگارت در كمينگاه است.
15
اما آدمى را چون پروردگارش بيازمايد و او را گرامى دارد و نعمتش دهد، گويد: پروردگارم مرا گرامى داشت- چون شايسته اين گراميداشت بودم-.
16
و اما چون او را بيازمايد و روزىاش را بر او تنگ سازد، گويد: پروردگارم مرا خوار و زبون كرد- به سبب اين ابتلا-.
17
نه چنان است- نه آن كرامت است و نه اين اهانت-، بلكه يتيم را گرامى نمىداريد- او را از ارثش محروم مىكنيد و مالش را مىخوريد-
18
و يكديگر را بر طعامدادن بينوا برنمىانگيزيد.
19
و ميراث- ميراث خود و يتيم- را مىخوريد خوردنى پُر و يكجا- بتمامى يا حلال و حرام را با هم-.
20
و مال را دوست مىداريد دوستداشتنى تمام و بسيار.
21
حقّا كه چون زمين سخت در هم شكسته و كوبيده شود
22
و [فرمان] پروردگارت بيايد، و فرشتگان صف به صف بيايند
23
و در آن روز دوزخ آورده شود- هويدا گردد- در آن روز آدمى به ياد آرد- و به خود آيد-، و به يادآوردن كجا او را سود دهد؟
24
گويد: اى كاش براى زندگانىام [كار نيك] پيش مىفرستادم.
25
پس در آن روز، هيچ كس به [مانند] عذاب او
26
و هيچ كس به [مانند] بندكشيدن او به بند نكشد
27
اى جان آرام- آرامش و اطمينان يافته-،
28
به سوى پروردگارت بازگرد، تو از او خشنود و او از تو خشنود.
29
پس در ميان بندگان [ويژه] من درآى
30
و در بهشت [ويژه] من درآى.