1
واى بر هر بدگوى طعنهزننده [در پشتسر و پيشروى]
2
آن كه مالى را فراهم ساخته و آن را پى در پى مىشمرد- به سبب دوستداشتنش و لذتبردن از شمردنش-.
3
مىپندارد كه مالش وى را جاويد و پاينده مىدارد.
4
چنين نيست [كه مىپندارد]، هر آينه در آن شكننده خردكننده- دوزخ- افكنده شود.
5
و تو چه دانى كه آن شكننده خردكننده چيست؟
7
آتشى كه بر دلها برآيد و چيره شود- دلها را فرا گيرد-.
8
همانا آن آتش بر آنها فروبسته شده است- درهاى آن را بستهاند و گريزى از آن نيست-
9
در ستونهايى دراز و كشيده.