2
و حال آنكه تو در اين شهر جاى دارى؛
3
سوگند به پدرى [چنان] و آن كسى را كه به وجود آورد؛
4
براستى كه انسان را در رنج آفريدهايم.
5
آيا پندارد كه هيچ كس هرگز بر او دست نتواند يافت؟
6
گويد: «مال فراوانى تباه كردم.»
7
آيا پندارد كه هيچ كس او را نديده است؟
10
و هر دو راه [خير و شر] را بدو نموديم.
11
و[لى] نخواست از گردنه [عاقبتنگرى] بالا رود!
12
و تو چه دانى كه آن گردنه [سخت] چيست؟
14
يا در روز گرسنگى، طعامدادن:
17
علاوه بر اين از زمره كسانى باشد كه گرويده و يكديگر را به شكيبايى و مهربانى سفارش كردهاند؛
19
و كسانى كه به انكار نشانههاى ما پرداختهاند، آنانند ناخجستگان شوم.
20
بر آنان آتشى سرپوشيده احاطه دارد.