Ana SayfaMealler › M.Fooladvand
MF

M.Fooladvand

M.Fooladvand
M.Fooladvand meali ile okumaya başla
Meryem 1 / 98
1
كاف، ها، يا، عين، صاد.
M.Fooladvand 19:1
2
[اين‌] يادى از رحمت پروردگار تو [در باره‌] بنده‌اش زكرياست.
M.Fooladvand 19:2
3
آنگاه كه [زكريا] پروردگارش را آهسته ندا كرد.
M.Fooladvand 19:3
4
گفت: «پروردگارا، من استخوانم سست گرديده و [موى‌] سرم از پيرى سپيد گشته، و -اى پروردگار من- هرگز در دعاى تو نااميد نبوده‌ام.»
M.Fooladvand 19:4
5
و من پس از خويشتن از بستگانم بيمناكم و زنم نازاست، پس از جانب خود ولىّ [و جانشينى‌] به من ببخش،
M.Fooladvand 19:5
6
كه از من ارث برد و از خاندان يعقوب [نيز] ارث برد، و او را -اى پروردگار من- پسنديده گردان.
M.Fooladvand 19:6
7
اى زكريا، ما تو را به پسرى -كه نامش يحيى است- مژده مى‌دهيم، كه قبلاً همنامى براى او قرار نداده‌ايم.
M.Fooladvand 19:7
8
گفت: «پروردگارا، چگونه مرا پسرى خواهد بود و حال آنكه زنم نازاست و من از سالخوردگى ناتوان شده‌ام؟»
M.Fooladvand 19:8
9
[فرشته‌] گفت: «[فرمان‌] چنين است. پروردگار تو گفته كه اين [كار] بر من آسان است، و تو را در حالى كه چيزى نبودى قبلاً آفريده‌ام.»
M.Fooladvand 19:9
10
گفت: «پروردگارا، نشانه‌اى براى من قرار ده» فرمود: «نشانه تو اين است كه سه شبانه [روز] با اينكه سالمى با مردم سخن نمى‌گويى.»
M.Fooladvand 19:10
11
پس، از محراب بر قوم خويش درآمد و ايشان را آگاه گردانيد كه روز و شب به نيايش بپردازيد.
M.Fooladvand 19:11
12
اى يحيى، كتاب [خدا] را به جد و جهد بگير، و از كودكى به او نبوّت داديم.
M.Fooladvand 19:12
13
و [نيز] از جانب خود، مهربانى و پاكى [به او داديم‌] و تقواپيشه بود.
M.Fooladvand 19:13
14
و با پدر و مادر خود نيك‌رفتار بود و زورگويى نافرمان نبود.
M.Fooladvand 19:14
15
و درود بر او، روزى كه زاده شد و روزى كه مى‌ميرد و روزى كه زنده برانگيخته مى‌شود.
M.Fooladvand 19:15
16
و در اين كتاب از مريم ياد كن، آنگاه كه از كسان خود، در مكانى شرقى به كنارى شتافت.
M.Fooladvand 19:16
17
و در برابر آنان پرده‌اى بر خود گرفت. پس روح خود را به سوى او فرستاديم تا به [شكل‌] بشرى خوش‌اندام بر او نمايان شد.
M.Fooladvand 19:17
18
[مريم‌] گفت: «اگر پرهيزگارى، من از تو به خداى رحمان پناه مى‌برم.»
M.Fooladvand 19:18
19
گفت: «من فقط فرستاده پروردگار توام، براى اينكه به تو پسرى پاكيزه ببخشم.»
M.Fooladvand 19:19
20
گفت: «چگونه مرا پسرى باشد با آنكه دست بشرى به من نرسيده و بدكار نبوده‌ام؟»
M.Fooladvand 19:20
21
گفت: « [فرمان‌] چنين است، پروردگار تو گفته كه آن بر من آسان است، و تا او را نشانه‌اى براى مردم و رحمتى از جانب خويش قرار دهيم، و [اين‌] دستورى قطعى بود.»
M.Fooladvand 19:21
22
پس [مريم‌] به او [=عيسى‌] آبستن شد و با او به مكان دورافتاده‌اى پناه جست.
M.Fooladvand 19:22
23
تا درد زايمان، او را به سوى تنه درخت خرمايى كشانيد. گفت: «اى كاش، پيش از اين مرده بودم و يكسر فراموش‌شده بودم.»
M.Fooladvand 19:23
24
پس، از زيرِ [پاى‌] او [فرشته‌] وى را ندا داد كه: غم مدار، پروردگارت زير [پاى‌] تو چشمه آبى پديد آورده است.
M.Fooladvand 19:24
25
و تنه درخت خرما را به طرف خود [بگير و] بتكان، بر تو خرماى تازه مى‌ريزد.
M.Fooladvand 19:25
26
و بخور و بنوش و ديده روشن دار. پس اگر كسى از آدميان را ديدى، بگوى: «من براى [خداى‌] رحمان روزه نذر كرده‌ام، و امروز مطلقاً با انسانى سخن نخواهم گفت.»
M.Fooladvand 19:26
27
پس [مريم‌] در حالى كه او را در آغوش گرفته بود به نزد قومش آورد. گفتند: «اى مريم، به راستى كار بسيار ناپسندى مرتكب شده‌اى.»
M.Fooladvand 19:27
28
اى خواهر هارون، پدرت مرد بدى نبود و مادرت [نيز] بدكاره نبود.
M.Fooladvand 19:28
29
[مريم‌] به سوى [عيسى‌] اشاره كرد. گفتند: «چگونه با كسى كه در گهواره [و] كودك است سخن بگوييم؟»
M.Fooladvand 19:29
30
[كودك‌] گفت: «منم بنده خدا، به من كتاب داده و مرا پيامبر قرار داده است،
M.Fooladvand 19:30