1
الم (این حرف اشاره به اسماء الهی یا اسراری بین خدا و رسول اوست).
2
آیا مردم چنین پنداشتند که به صرف اینکه گفتند ما ایمان (به خدا) آوردهایم رهاشان کنند و هیچ امتحانشان نکنند؟
3
و محققا ما اممی را که پیش از اینان بودند به امتحان و آزمایش آوردیم، و همانا خدا دروغگویان و راستگویان را کاملا میشناسد.
4
آیا آنان که کار زشت و اعمال ناشایسته مرتکب میشوند پنداشتند که بر ما سبقت گیرند (و از عقاب ما خلاصی یابند)؟ بسیار بد حکم میکنند.
5
هر کس که به لقاء خدا (و مشاهده جمال و وصول به رحمت و جنّت او) امیدوار و مشتاق است (بداند که) هنگام اجل و وعده معین خدا البته فرا رسد و او (به گفتار و کردار خلق) شنوا و داناست.
6
و هر که (در راه ایمان) جهد و کوشش کند به سود خود کند که خدا از (طاعت و عبادت) عالمیان البته بینیاز است.
7
و آنان که ایمان آورده و نیکوکار شدند البته ما هم گناهانشان را محو و مستور کنیم و بهتر از آن اعمال نیکشان به آنها پاداش دهیم.
8
و ما به آدمی سفارش کردیم که در حق پدر و مادر خود نیکی کند، و اگر آنها (خود مشرک باشند و) کوشند تا تو به من (که خدای یگانهام) از روی جهل و نادانی شرک آوری هرگز اطاعت امر آنها مکن، که رجوع شما به سوی من است و من شما را به پاداش هر عمل که به جای آوردهاید آگاه میگردانم.
9
و آنان که ایمان آورده و کار نیکو کردند آنان را البته (به بهشت) در صف صالحان (و رتبه نیکان) آریم.
10
و بعضی مردم (از راه نفاق) میگویند: ما به خدا ایمان آوردیم، و چون رنج و آزاری در راه خدا ببینند فتنه و عذاب خلق را با عذاب خدا برابر شمرند (یعنی همان قدر که ترس عذاب خدا آنها را از کفر به ایمان میخواند ترس عذاب مردم هم از ایمان به کفر میکشد) و هر گاه ظفر و نصرتی از جانب خدایت (به مؤمنان) رسید (آن منافقان) گویند: ما هم با شما (و هم آیین شما) بودیم. آیا خدا بر آنچه در دلهای خلایق است داناتر نیست؟
11
و البته خدا هم به احوال اهل ایمان داناست و هم از درون منافقان آگاه است.
12
و کافران به اهل ایمان گفتند: شما طریقه ما را پیروی کنید (اگر به خطا رفتید) بار خطاهای شما را ما به دوش میگیریم، در صورتی که هیچ از بار گناهشان را به دوش نگیرند، آنها دروغ میگویند.
13
و آنها علاوه بر بار سنگین گناهان خود بار گناهان هر که را گمراه کردهاند نیز به دوش میگیرند و روز قیامت از آنچه دروغ میبستند سخت مؤاخذه میشوند.
14
و همانا نوح را (به رسالت) به سوی قومش فرستادیم و او هزار سال پنجاه سال کم میان قوم درنگ کرد، و چون همه ستمگر و ظالم بودند همه را طوفان هلاک فرا گرفت.
15
و تنها خود نوح را با اصحاب کشتی او (از غرق) نجات دادیم و آن کشتی را برای خلق عالم آیتی (از قدرت و رحمت خویش) قرار دادیم.
16
و ابراهیم را (نیز فرستادیم) که به قوم خود گفت: خدا را بپرستید و از او بترسید که پرستش و ترس خدا اگر بدانید (از هر چیز) برای شما بهتر است.
17
و بدانید که شما به جای خدا بتهایی (جماد و بیاثر) را میپرستید و دروغی میسازید (که نام خدا بر آنها مینهید، اینک بدانید که) آنچه را جز خدا میپرستید قادر بر رزق شما نیستند، پس روزی را از نزد خدا طلبید و او را پرستید و شکر (نعمت) وی به جای آرید (و بدانید که باز) رجوع شما به سوی اوست.
18
و اگر شما (مردم مکه، رسالت این پیامبر را) تکذیب میکنید (عجبی نیست زیرا) پیش از شما هم بسیاری از امم (پیمبران خود را) تکذیب کردند، و بر رسول جز آنکه به آشکار تبلیغ رسالت کند تکلیفی نیست.
19
آیا (مردم بارها به چشم خود) ندیدند که خدا چگونه ابتدا خلق را ایجاد میکند و باز به اصل خود برمیگرداند؟ این کار بر خدا بسیار آسان است.
20
بگو که در زمین سیر کنید و ببینید که خدا چگونه خلق را ایجاد کرده (تا از مشاهده اسرار خلقت نخست بر شما به خوبی روشن شود که) سپس خدا نشأه آخرت را ایجاد خواهد کرد، همانا خدا بر هر چیز تواناست.
21
هر که را (از اهل گناه) بخواهد (به عدل) عذاب میکند و هر که را بخواهد (به لطف و رحمت) میبخشد و شما را به سوی او باز میگردانند.
22
و شما (مخلوق عاجز) نه هرگز (خدای قادر مطلق را) در زمین و آسمان عاجز توانید کرد و نه جز خدا نگهبان و یاوری دارید.
23
و آنان که به آیات خدا و شهود لقای او کافر شدند آنها از رحمت (و نعمت بهشت) من ناامیدند و سخت به عذاب دردناک گرفتار خواهند شد.
24
(بعد از این همه نصایح و اندرز ابراهیم) باز قوم جز آنکه گفتند: او را بکشید و در آتش بسوزانید پاسخ ندادند، و خدا او را از آتش (نمرودیان) نجات داد. در این حکایت برای قومی که به خدا ایمان آرند آیتهایی (از قدرت الهی) پدیدار است.
25
باز ابراهیم گفت: (ای مردم شما خود میدانید که) بتهایی را که به جای خدای یکتا به خدایی بر گرفتهاید تنها برای حفظ دوستی (و استفاده مادی دو روزه) دنیای خود اتخاذ کردهاید و چون روز قیامت شود در آن روز شما از یکدیگر بیزاری جویید و به یکدیگر لعن و نفرین کنید، و جایگاه ابدی تمام شما آتش دوزخ است و هیچ یاوری ابدا ندارید.
26
پس (خواهر زادهاش) لوط به او ایمان آورد، و (ابراهیم به او) گفت که من (از این دیار شرک) هجرت به سوی خدای خود خواهم کرد که او (بر حفظ من از دشمن) مقتدر و (به صلاح امورم) داناست.
27
و ما اسحاق و (فرزند زادهاش) یعقوب را به او عطا کردیم و در خاندانش مقام نبوت و کتاب آسمانی برقرار نمودیم و در دنیا هم (به نعمت فرزندان صالح و نام نیکو و سایر نعم الهی) اجر او را دادیم و در آخرت نیز وی در صف صالحان (و هم رتبه مقربان) خواهد بود.
28
و لوط (به رسالت فرستادیم) که به قوم خود گفت: شما به عمل زشتی اقدام میکنید که هیچ کس در عالم پیش از شما مرتکب نشده است!
29
آیا شما به شهوترانی با مردان خلوت کرده و راه (فطرت زناشویی) را قطع میکنید و در مجامع خود (بی هیچ خجلت) به کار قبیح میپردازید؟! قوم لوط جز آنکه (به طعنه) گفتند: اگر راست میگویی عذاب خدا را بر ما نازل کن به او ابدا جوابی ندادند.
30
لوط گفت: پروردگارا، مرا بر (محو) این قوم فاسد یاری کن.
Sonraki 30 ayet →