1
سوگند به این شهر میخورم
2
و تو [یکچند] در این شهر [حکمروای مطلق و] دست گشادهای
3
و سوگند به پدر و فرزندی که پدید آورده است
4
به راستی انسان را در رنج و محنت کشیدن آفریدهایم
5
آیا میپندارد که هرگز کسی بر او دست ندارد؟
6
گوید مالی فراوان [در راه مبارزه با پیامبر] بر باد دادم
7
آیا میپندارد که هیچ کس [کار و بار] او را ندیده است؟
8
آیا برای او دو چشم نیافریدهایم؟
10
و او را بر سر [هر یک از] دو راه [خیر و شر] نیاوردهایم؟
11
ولی خود در پی عقبه نبود
12
و تو چه دانی عقبه چیست
14
یا اطعامی [از بینوایان] در روزی گرسنگی زده
17
تا سپس از کسانی باشد که ایمان آوردهاند و همدیگر را به شکیبایی و همدیگر را به مهربانی سفارش کردهاند
18
اینانند که اصحاب یمیناند
19
و کسانی که به آیات ما انکار ورزیدهاند، آنانند که اصحاب شمالاند
20
بر آنان آتشی چند لایه، [چیره] باشد