Ana SayfaMealler › Khorramdel
K

Khorramdel

Khorramdel
Khorramdel meali ile okumaya başla
Hakka 1 / 52
1
رخداد راستین! [[«ألْحَآقَّةُ»: یکی از نامهای قیامت است. از آنجا که قیامت حتماً و قطعاً فرا می‌رسد و حقیقت و واقعیّت دارد، بدین نام خوانده شده است.]]
Khorramdel 69:1
2
رخداد راستین چگونه رخدادی است؟! [[«مَا»: مبتدا، و (أَلْحَآقَّةُ) خبر مبتدا است، و جمله (مَاحاقّه) خبر (ألْحَآقَّةُ) در آیه قبلی است.]]
Khorramdel 69:2
3
تو چه می‌دانی رخداد راستین چگونه رخدادی است؟! [[«مَآ أَدْرَاکَ»: چه چیز تو را متوجّه کرده است؟ تو کَی می‌دانی؟ قیامت جزو غیب است و غیب دان تنها خدا است. فرا رسیدن قیامت و چگونگی آن، برای انسانها که زندانیان زندان دنیایند، معمّا و راز سربه مهری است. تکرار واژگان و شیوه سخن بدین گونه که در این سه آیه است، برای بیان عظمت مسأله و تأکید بر یقینی بودن آن است. در تعبیرات روزمرّه خود، گاهی می‌گوئیم: فلان کس انسان است! چه انسانی؟ تو چه می‌دانی چگونه انسانی است؟ یعنی حدّ و مرزی برای توصیف انسانیّت او نیست. در اینجا دنباله کلام، یا بحث از قیامت و چگونگی‌آن قطع می‌گردد و راز بود و راز ماند.]]
Khorramdel 69:3
4
قوم ثمود و قوم عاد (رخداد راستین) درهم کوبنده را تکذیب کردند. [[«الْقَارِعَةَ»: یکی از نامهای قیامت است. از آنجا که جهان را در هم می‌کوبد و حوادث و اهوال آن مردمان را فرا می‌گیرد، بدان نام خوانده شده است.]]
Khorramdel 69:4
5
در نتیجه قوم ثمود با عذاب سرکش و سهمگین (صاعقه) نابود گشتند. [[«ثَمُودُ»: قوم پیغمبری به نام صالح بودند. «الطَّاغِیَة»: حادثه و بلائی که شدّت آن از حدّ در گذرد. مراد صاعقه مذکور در (فصّلت / 13) است. صاعقه هم همیشه با لرزش و صدای مهیب همراه است، لذا در (اعراف / 78) رَجْفه، و در (هود / 67) صَیْحَه ذکر شده است.]]
Khorramdel 69:5
6
و قوم عاد به وسیله‌ی تندباد سرد و سرکش و پر سر و صدای ویرانگری نابود شدند. [[«عَادٌ»: قوم پیغمبری به نام هود بودند. «صَرْصَرٍ»: باد تند و ویرانگر و سرد و پر سر و صدا. «عَاتِیَةٍ»: سرکش. سخت ویرانگر.]]
Khorramdel 69:6
7
خداوند چنین تندبادی را هفت شب و هشت روز پیاپی بر آنان گمارد. (اگر در آنجا می‌بودی) در این مدّت مردمان را می‌دیدی که روی زمین افتاده‌اند و انگار تنه‌های پوک و توخالی درختان خرمایند. [[«سَخَّرَهَا»: باد را مسلّط کرد. باد را گمارد. «حُسُوماً»: پی در پی. ریشه کن کننده و خانمانسوز. حال ضمیر (هَا) یا صفت (سَبْعَ و ثَمانِیَةَ) و یا مفعول مطلق فعل محذوفی است. این واژه جمع حاسِم است، و یا این که مصدر ثلاثی مجرّد است. «فِیهَا»: در آن‌روزها. درآنجاها. در گذر باد. «صَرْعی»: جمع صَریع، روی زمین‌افتاده. نقش زمین شده. مرده. حال است. «أَعْجَازُ»: (نگا: قمر / 20). «خَاوِیَةٍ»: فروتپیده (نگا: بقره / 259، کهف / 42، حجّ / 45، نمل / 52). پوک و توخالی. در اینجا مراد پوسیده و متلاشی است.]]
Khorramdel 69:7
8
آیا کسی را می‌بینی که از ایشان بر جای مانده باشد. [[«باقِیَةٍ»: باقیمانده. بر جای. در اصل: مِن بَقِیَّةٍ بَاقِیَةٍ، یا این که مِن نَّفْسٍ بَاقِیَةٍ. یا به معنی بقاء و اثر است. مصدری است همچون طَاغِیَة، به معنی طغیان (نگا: اعراب القرآن درویش).]]
Khorramdel 69:8
9
فرعون و کسانی که پیش از او بودند، و همچنین اهالی شهرها و آبادیهای زیر و روشده‌ی (قوم لوط) مرتکب گناهان بزرگ شدند. [[«جَآءَ ... بِالْخَاطِئَةِ»: گناه ورزیدند. مرتکب گناه شدند. «الْمُؤْتَفِکَاتُ»: جمع مُؤْتَفِکَة، شهرها و آبادیهای زیر و رو شده (نگا: توبه / 70، نجم / 53). در اینجا مراد اهالی آنجا، یعنی قوم لوط است. «الْخَاطِئَةِ»: خطا. مراد کفر و شرک و ظلم و فساد و انواع گناهان است. مصدر ثلاثی مجرّد است، همچون عَافِیَة و عاقِبَة.]]
Khorramdel 69:9
10
آنان با فرستاده‌ی پروردگارشان به مخالفت برخاستند، و خداوند ایشان را به سختی فرو گرفت (و به عذاب شدیدی گرفتار ساخت). [[«أَخْذَةً»: گرفتار کردن. فرو گرفتن. «رَابِیَةً»: فوق العاده شدید. زیاد و فراوان.]]
Khorramdel 69:10
11
ما بدان گاه که (در طوفان نوح) آب طغیان کرد (و از حدّ معمول فراتر رفت، نیاکان) شما را سوار کشتی کردیم. [[«حَمَلْنَاکُمْ»: شما را حمل کردیم. این تعبیر کنایه از اسلاف و نیاکان ما است. چرا که اگر آنان نجات نمی‌یافتند، ما نیز امروزه وجود نداشتیم. «الْجَارِیَةِ»: کشتی (نگا: ذاریات / 3، شوری / 32، رحمن / 24).]]
Khorramdel 69:11
12
تا آن (حادثه‌ی نجات مؤمنان و غرق شدن کافران، درس عبرتی و) مایه‌ی اندرزی، برای شما بوده و گوشهای شنوا آن را فرا گیرند و به خاطر سپرند. [[«تَذْکِرَةً»: پند و اندرز. درس عبرت (نگا: طه / 3، واقعه / 73). «وَاعِیَةٌ»: شنوا و نگاه دارنده. به خاطر سپارنده (نگا: / 37).]]
Khorramdel 69:12
13
هنگامی که یک دم در صور دمیده شود. [[«نَفْخَةٌ وَاحِدَةٌ»: یک دم. دمیدن نفخه نخستین در صور مراد است.]]
Khorramdel 69:13
14
و زمین و کوهها از جا برداشته شوند و یکباره در هم کوبیده و متلاشی گردند. [[«دَکَّةً»: یکباره در هم کوبیدن و پخش و پراکنده کردن (نگا: اعراف / 143، کهف / 98). «الْجِبَالُ»: ذکر کوهها بعد از زمین، مراد همواریها و ناهمواریهای زمین است که به هم می‌خورند و صاف می‌گردند (نگا: طه / 106 و 107).]]
Khorramdel 69:14
15
بدان هنگام است که آن واقعه (ی بزرگ قیامت در جهان) رخ می‌دهد (و رستاخیز بر پا می‌شود). [[«فَیَوْمَئِذٍ»: این آیه، جواب شرط (إِذا) است.]]
Khorramdel 69:15
16
و آسمان از هم می‌شکافد و می‌پراکند، و در آن روز سست و نااستوار می‌گردد. [[«إنشَقَّتْ»: از هم می‌شکافد و متفرّق می‌گردد. «وَاهِیَةٌ»: سست و شُل (نگا: رحمن / 37).]]
Khorramdel 69:16
17
و فرشتگان در اطراف و کناره‌های آسمان (جدید آن روزی) قرار می‌گیرند، و در آن روز، هشت فرشته، عرش پروردگارت را بر فراز سر خود بر می‌دارند. [[«الْمَلَکُ»: فرشتگان. اسم جنس است و در اینجا معنی جمع دارد. «أَرْجَآئِهَا»: أَرْجَآء جمع رَجیِّ، یا رَجا، کناره‌ها، جوانب و اطراف. ضمیر (ها) به آسمان جدید آن روز بر می‌گردد (نگا: المصحف المیسّر). «ثَمَانِیَةٌ»: عرش، بردارندگان عرش، ملائکه، کرسی، قلم، لوح، و مانند اینها از غیبیّات است و ما بدانها ایمان داریم و از چند و چون و کم و کیف آنها بی‌خبریم.]]
Khorramdel 69:17
18
در آن روز (برای حساب و کتاب، به خدا) نموده می‌شوید، و (چه رسد به کارهای آشکارتان) چیزی از کارهای نهانیتان مخفی و پوشیده نمی‌ماند. [[«تُعْرَضُونَ»: عرضه می‌شوید. نموده می‌شوید (نگا: غافر / 46، شوری / 45). بسان می‌گردید (نگا: هود / 18). «لا تَخْفی مِنکُمْ خَافِیَةٌ»: هیچ نهانی از نهانیهای شما بر خدا پنهان نمی‌ماند. هیچ کاری مخفی و نهانی از کارهایتان بر خودتان و بر دیگران پنهان نمی‌ماند (نگا: طارق / 9).]]
Khorramdel 69:18
19
و امّا هر کس که نامه‌ی اعمالش به دست راست او داده شود، (فریاد شادی سر می‌دهد و) می‌گوید: (ای اهل محشر! بیائید) نامه‌ی اعمال مرا بگیرید و بخوانید! [[«هَآؤُمُ»: بگیرید!. (هَآء) اسم الفعل است و به معنی (بگیرید). واژه (م) بیانگر جمع بودن مخاطب است که افراد پیرامون او هستند. «کِتَابِیَهْ»: حرف (ه) در آخر این واژه و واژه‌های: حِسَابِیَهْ، و مَالِیَهْ، و سُلْطَانِیَهْ در آیات بعدی، هاء سکته نامیده می‌شود و معنی خاصّی ندارد.]]
Khorramdel 69:19
20
آخر من می‌دانستم که (رستاخیزی در کار است و) من با حساب و کتاب خود رویاروی می‌شوم. [[«ظَنَنتُ»: به یقین می‌دانستم. «مُلاقٍ»: ملاقات کننده. رویاروی شونده.]]
Khorramdel 69:20
21
پس او در زندگی رضایت بخشی خواهد بود. [[«رَاضِیَةٍ»: رضایت بخش.]]
Khorramdel 69:21
22
در میان باغ والای بهشت، جایگزین خواهد شد. [[«فِی جَنَّةٍ عَالِیَةٍ»: این آیه، بدل (فی عِیشَةٍ رَاضِیَةٍ) است.]]
Khorramdel 69:22
23
میوه‌های آن در دسترس است. [[«قُطُوف»: جمع قِطْف، به معنی میوه‌های چیده شده، ولی در اینجا به معنی میوه‌هائی است که آماده چیدن است. «دَانِیَةٌ»: نزدیک. در دسترس.]]
Khorramdel 69:23
24
در برابر کارهائی که در روزگاران گذشته (ی دنیا) انجام می‌داده‌اید. بخورید و بنوشید، گوارا باد! [[«هَنِیئاً»: گوارا. گوارا باد. «بِمَا»: در مقابل چیزی که. در برابر کارهائی که. «أَسْلَفْتُمْ»: پیشاپیش فرستاده‌اید و تقدیم داشته‌اید (نگا: یونس / 30). «الْخَالِیَةِ»: گذشته. مراد روزگاران دنیا است.]]
Khorramdel 69:24
25
و امّا کسی که نامه‌ی اعمالش به دست چپش داده شود، می‌گوید: ای کاش هرگز نامه‌ی اعمالم به من داده نمی‌شد! [[«شِمَال»: دست چپ.]]
Khorramdel 69:25
26
و هرگز نمی‌دانستم که حساب من چیست! [[«مَا»: اسم استفهام و مبتدا است.]]
Khorramdel 69:26
27
ای کاش پایان بخشِ عمرم، همان مرگ بود و بس! [[«لَیْتَهَا»: ضمیر (هَا) به (مَوْتَة) یعنی مرگ بر می‌گردد. شخص کافر آرزو می‌کند که همان گونه که عقیده داشت، مرگ آخرین لحظات عمر بود، و دیگر زنده شدنی در میان نبود. یا این که ضمیر (هَا) به (حَالَة) و وضع کنونی او بر می‌گردد که از مقام پیدا است. در این صورت معنی آیه چنین است: ای کاش مرگم فرا می‌رسید و هم اکنون می‌مُردم!. «الْقَاضِیَة»: پایان دهنده. قطع کننده رشته حیات.]]
Khorramdel 69:27
28
دارائی من، مرا سودی نبخشید، و به درد (بیچارگی امروز) من نخورد. [[«مَا أَغْنی»: (نگا: اعراف / 48، حجر / 84، شعراء / 207).]]
Khorramdel 69:28
29
قدرت من، از دست من برفت! (و دلیل و برهان من، پوچ و نادرست از آب درآمد!). [[«سُلْطَانِیَهْ»: سلطان، عبارت از سُلطه و قدرت است. مراد، هم صحّت بدنی و هم قدرت مقام و هم نفوذ کلام است. دلیل و برهان. در این صورت مراد این است که حجّت و برهان دنیوی او باطل بوده و هم اینک عکس آن ثابت شده است.]]
Khorramdel 69:29
30
(خدا به فرشتگان نگهبان دوزخ دستور می‌فرماید:) او را بگیرید و به غل و بند و زنجیرش کشید. [[«غُلُّوهُ»: غل و بند و زنجیرش کنید (نگا: اعتراف / 157، رعد / 5، سبأ / 33).]]
Khorramdel 69:30