1
سوگند به بادها! که (ابرها را برمیانگیزند و به این سو و آن سو برابر فرمان یزدان میبرند و) به سرعت پراکنده میدارند. [[«الذَّارِیَاتِ»: جمع ذَارِیَة، بادهائی که ابرها را به حرکت درمیآورند و گرده گیاهان و چیزهای دیگر را اینجا و آنجا پراکنده میدارند. (نگا: کهف / 45). «ذَرْواً»: پراکندن. پخش کردن. واژه (ذرو) از صفات ویژه بادها است (نگا: أضواءالبیان) و به معنی اسم فاعل، یعنی (ذَارِیَة) است و در اصل چنین است: وَالْذَّارِیَاتِ ذَارِیَة (نگا: التفسیر القرآنی للقرآن).]]
2
و سوگند به ابرهائی که بار سنگینی (از باران) را با خود برمیدارند! [[«الْحَامِلاتِ»: جمع حَامِلَة، ابرهائی که آبستن به آب و بردارندگان آن هستند. «وِقْراً»: بار سنگین. مراد ابرهای سنگین و متراکم است (نگا: اعراف / 57).]]
3
و سوگند به کشتیهائی که ساده و آسان (در آبهای رودخانهها و دریاها و اقیانوسها) روان و در حرکتند! [[«الْجَارِیَاتِ»: جمع جَارِیَة، کشتیها. (نگا: شوری / 32، رحمن / 24، حاقه / 11). «یُسْراً»: ساده و آسان. حال است و در تقدیر چنین است. فَالْجَارِیَاتِ فِی حَالِ کَوْنِهَا مُیَسَّرَةً مُسَخَّراً لَهَا الْبَحْرُ.]]
4
و سوگند به فرشتگانی که کارها را (میان خود برابر فرمان یزدان) تقسیم کردهاند! [[«الْمُقَسِّمَاتِ»: تقسیمکنندگان. مراد فرشتگان است که هر یک عهدهدار کاری از کارهای جهان هستند. رابطه ذاریات، حاملات، جاریات، و مقسمات در این است که تا بادها ابرها را به حرکت در نیاورند و آنها را بارور و تلقیح نسازند، آبی در میان نخواهد بود، و اگر آب نباشد، کشتیها از حرکت میایستند، و دنیای زندگان کره زمین هم نابود میشود، و هنگامی که جانداران و بویژه انسان بر کره زمین نباشند، کار فرشتگان راجع به انسان تعطیل میگردد (نگا: التفسیر القرآنی للقرآن).]]
5
مسلّماً چیزی که بدان وعده داده میشوید و از آن ترسانیده میشوید، راست و قطعی است. [[«تُوعَدُونَ»: وعد و وعید داده میشوید.]]
6
و روز جزا، حتماً وقوع پیدا میکند و میآید. [[«الدِّینَ»: جزا و سزا. (نگا: فاتحه / 4، حجر / 35، شعراء / 82).]]
7
سوگند به آسمان! که دارای راهها است. [[«الْحُبُکِ»: جمع حَبیکَة، راهها. هموزن و هممعنی طرائق، جمع طَریقة است. مراد مسیرهای ستارگان و سیّارگان است.]]
8
(ای کفّار! هر لحظه) شما سخن و گفتار دیگری دارید. (گاه فرستادهی ما را مجنون، گاه شاعر، گاه ساحر، و ... مینامید). [[«قَوْلٍ مُّخْتَلِفٍ»: سخنان گوناگون و گفتارهای جوراجور.]]
9
کسانی (از ایمان به سزا و جزا) منحرف میشوند که (از مسیر دلیل عقل و منطق حقطلبی، به سبب پیروی از اهریمن و هوا و هوس) منحرف شده باشند. [[«یُؤْفَکُ»: بازگردانده میشود. بدور داشته میشود. «عَنْهُ»: از ایمان به سزا و جزا در قیامت. «مَنْ أُفِکَ»: هر کس که اهریمن و هواها و هوسها او را بازداشته باشد. «یُؤْفَکُ عَنْهُ مَنْ أُفِکَ»: این جمله بدان میماند که برای بیان شدت جنگ گفته شود: جنگ درگرفت و هر که کشته شد، کشته شد، و هر که نجات یافت، نجات یافت. یعنی: از ایمان به سزا و جزا بازگردانده میشود هرکه باز گردانده میشود.]]
10
مرگ بر دروغگویان! [[«قُتِلَ»: نفرین و نابود باد! (نگا: عبس / 17). «الْخَرَّاصُونَ»: دروغگویان. کسانی که حرفهای بیپایه و بی سر و ته میزنند. کسانی که از روی گمان و تخمین سخن میگویند.]]
11
همان کسانی که در گرداب ضلالت و جهالت، غافل و سرگشتهاند (و راه بجائی نمیبرند). [[«غَمْرَةٍ»: گرداب. ورطه. مراد گرداب و ورطه غفلت و بیخبری و نادانی است. «سَاهُونَ»: جمع ساهی، غافل. دچار اشتباه. مراد غافل از ادلّه و براهین یقینی و قطعی است.]]
12
(با تمسخر پیوسته) میپرسند: روز (حساب و کتاب و) سزا و جزا کی خواهد آمد؟ [[«أَیَّانَ»: کی؟ چه وقت؟ پرسش کفار هم جنبه استهزاء دارد و هم جنبه بعید به نظر رسیدن وقوع قیامت.]]
13
آن روز، روزی است که ایشان روی آتش گداخته میشوند. [[«یُفْتَنُونَ»: ذوب و گداخته میشوند. عذاب میگردند. مراد تعذیب ایشان با دوزخ است.]]
14
(بدیشان گفته میشود:) بچشید عذاب خود را. این همان چیزی است که در فرا رسیدن آن شتاب میورزیدید. [[«فِتْنَتَکُمْ»: عذاب خود را.]]
15
پرهیزگاران در میان باغهای بهشت و چشمهساران خواهند بود. [[«إِنَّ الْمُتَّقِینَ ...»: (حجر / 45).]]
16
دریافت میدارند چیزهائی را که پروردگارشان بدیشان مرحمت فرموده باشد. چرا که آنان پیش از آن (در سرای جهان) از زمرهی نیکوکاران بودهاند. [[«آخِذِینَ»: دریافتکنندگان و خوشنودشوندگان.]]
17
آنان اندکی از شب میخفتند. [[«قَلِیلاً»: کمی، پاسی. مفعول فیه یا صفت ظرف یا مصدر محذوف است: زَمَاناً قَلِیلاً. یا هُجُوعاً قَلِیلاً. «مَا»: حرف زائد و برای تأکید قلّت است؛ یا این که مصدریه و فاعل (قَلِیلاً) است. «یَهْجَعُونَ»: میخوابیدند. میخفتند. از مصدر هُجُوع. آیه اشاره به عظمت سربرداشتن از خواب گرم و بستر نرم، و سر نهادن بر آستانه آفریدگار در دل شبها، و برداشتن دست دعا به درگاه خدا است.]]
18
و در سحرگاهان درخواست آمرزش میکردند. [[«بِالأسْحَارِ»: در بامدادان. در سحرگاهان. یعنی تنها پاسی از شب میخوابیدند و در آخر شب هم طلب مغفرت میکردند.]]
19
در اموال و دارائیشان حقی و سهمی (جز زکات) برای گدایان و بینوایان تهیدست بود. [[«السَّآئِلِ»: گدا. فقیری که طلب صدقه و احسان میکند. «الَْمُحْرُومِ»: بیچیز. مراد فقیری است که روی گدائی را ندارد و درخواست چیزی از مردم نمیکند.]]
20
در زمین دلائل و نشانههای فراوانی است برای کسانی که میخواهند به یقین برسند (و از روی دلیل خدای را بشناسند و آثار قدرت او را ببینند). [[«آیَاتٌ»: دلائل روشن. نشانههای آشکار. «لِلْمُوقِنِینَ»: برای افرادی که خواهان یقین هستند. کسانی که اهل یقین هستند.]]
21
و در خودِ وجود شما (انسانها، نشانههای روشن و دلائل متقن برای شناخت خدا و پی بردن به قدرت او) است. مگر نمیبینید؟ [[«فِی أَنفُسِکُمْ»: دستگاههائی که در بدن انسان است، مانند: قلب، کلیه، ریه، دهها هزار کیلومتر رگهای درشت و باریک، ده میلیون میلیارد سلول، حواسی همچون بینائی و شنوائی و ... هر یک آیتی از عظمت است. «أَفَلا تُبْصِرُونَ؟»: مگر غافل شدهاید و نمیبینید؟ (نگا: قصص / 72، زخرف / 51).]]
22
در آسمان، روزی شما است و نیز چیزهائی که بدان وعد و وعید داده میشوید. [[«رِزْقُکُمْ»: (نگا: هود / 6). «مَا تُوعَدُونَ»: آنچه به آن وعده داده میشوید و آنچه از آن بیم داده میشوید. اشاره به هرگونه خیر و برکت یا بلا و عذابی است که خدا به انسانها مژده داده، و یا انسانها را از آن ترسانده است، از جمله بهشت (نگا: نجم / 15).]]
23
به خدای آسمان و زمین سوگند که این (مطلب، یعنی وقوع رستاخیز، حساب و کتاب، جزا و سزا، بهشت برای دینداران، و دوزخ برای بیدینان) حق است، درست همان گونه که شما سخن میگوئید (و سخن گفتن کاملاً برایتان محسوس است و دربارهی آن شکّ و تردیدی ندارید). [[«مِثْلَ مَآ أَنَّکُمْ تَنطِقُونَ»: مراد این است که وقوع رستاخیز و وجود بهشت و دوزخ و سعادت و شقاوت در آخرت، محقق و بدور از شک و گمان است، بدان گونه که سخن گفتن خودتان برایتان محسوس است و واقعیت دارد و درباره آن شک و تردید ندارید.]]
24
آیا خبر مهمانهای بزرگوار ابراهیم به تو رسیده است؟ [[«ضَیْفِ»: مهمانها. این واژه برای مفرد و مثنی و جمع و مذکر و مؤنث بکار میرود (نگا: حجر / 51 و 68، هود / 78). مراد فرشتگانی است که به صورت انسان به پیش حضرت ابراهیم آمدند. «الْمُکْرَمِینَ»: بزرگواران.]]
25
در آن زمانی که بر او وارد شدند و گفتند: سلام (بر تو!) گفت: سلام بر شما! (شما مهمانان، برایم) مردمان ناآشنا و ناشناسی هستید. [[«مُنکِرُونَ»: افراد ناآشنا و ناشناس (نگا: حجر / 62).]]
26
به دنبال آن، پنهانی به سوی خانوادهی خود رفت، و گوسالهی فربهای را (که بریان کرده بودند، برای ایشان) آورد. [[«رَاغَ»: پنهانی و یواشکی رفت (نگا: صافات / 91 و 93). «عِجْلٍ»: گوساله. «سَمِینٍ»: چاق و فربه.]]
27
و آن را نزدیک ایشان گذارد. (ولی با تعجّب دید دست به سوی غذا نمیبرند و از آن چیزی نمیخورند!) گفت: آیا نمیخورید؟! [[«أَلا تَأْکُلُونَ؟!»: مگر نمیخورید؟! چرا نمیخورید؟!]]
28
(هنگامی که دید دست به سوی غذا نمیبرند) در دل از ایشان احساس ترس و وحشت کرد. گفتند: مترس! سپس او را به تولّد پسری دانا و آگاه بشارت دادند. [[«أَوْجَسَ»: احساس ترس کرد. خوف و هراس به دلش راه یافت. البته حضرت ابراهیم این ترس و خوف را بدیشان میگوید (نگا: حجر / 52). علت خوف ابراهیم این بوده که برابر عرف آن زمان، اگر مهمان غذای مهماندار را نمیخورد، نشانه این بود که برای دشمنی و کار خطرناکی آمده است (نگا: هود / 69 و 70). «غُلامٍ»: پسر. مراد حضرت اسحاق است.]]
29
همسرش جلو آمد، در حالی که (از تعجّب) فریاد میکشید و به صورت خود میزد و میگفت: من پیرزنی نازا هستم (مگر میشود در این سنّ و سال بزایم و فرزندی به دنیا بیاورم؟!). [[«صَرَّةٍ»: فریاد. واویلا (نگا: هود / 72). «صَکَّتْ»: سیلی زد. چک زد. «عَجُوزٌ عَقِیمٌ»: (نگا: هود / 72).]]
30
فرشتگان گفتند: همان گونه خواهد بود که گفتیم. پروردگارت دستور فرموده است (و قطعاً چنین خواهد شد). او (کارهایش) دارای حکمت، و آگاه (از هر چیز) است. [[«کَذلِکِ»: همان گونه خواهد شد که گفتیم. جار و مجرور است و در موضع نصب است و صفت مصدر محذوفی است و تقدیر چنین است: قَوْلاً مِّثْلَ ذلِکَ الَّذِی قُلْنَا.]]
Sonraki 30 ayet →