Ana SayfaMealler › K.Moezzi
KM

K.Moezzi

K.Moezzi
K.Moezzi meali ile okumaya başla
Kasas 1 / 88
1
طسم‌
K.Moezzi 28:1
2
این است آیتهای کتاب هویدا
K.Moezzi 28:2
3
می‌خوانیم بر تو از داستان موسی و فرعون به حقّ برای گروهی که ایمان آرند
K.Moezzi 28:3
4
همانا فرعون برتری جُست در زمین و گردانید مردمش را گروهائی ناتوان می‌گرفت دسته‌ای از آنان را سر می‌برید فرزندان ایشان را و می‌گذارد زنان ایشان را و همانا او بود از تباهکاران‌
K.Moezzi 28:4
5
و خواهیم منّت نهیم بر آنان که ناتوان شمرده شدند در زمین و بگردانیمشان پیشوایانی و بگردانیمشان ارث‌برندگان‌
K.Moezzi 28:5
6
و فرمانروائیشان دهیم در زمین و بنمایانیم فرعون و هامان و سپاه‌های ایشان را از آنان آنچه بودند می‌ترسیدند
K.Moezzi 28:6
7
و وحی کردیم بسوی مادر موسی که شیرش ده تا گاهی که بیمناک شدی بر او بیفکنش در دریا و نترس و نه اندوهگین باش که ما برگرداننده‌ایم او را بسوی تو و گرداننده‌ایم او را از پیمبران‌
K.Moezzi 28:7
8
پس برداشتندش خاندان فرعون تا بشود برای ایشان دشمنی و اندوهی همانا فرعون و هامان و سپاهیان ایشان بودند لغزشکاران‌
K.Moezzi 28:8
9
و گفت زن فرعون روشنی چشمی است برای تو و من مکش او را باشد سودمند افتد ما را یا برگیریمش فرزندی و ایشان درنمی‌یافتند
K.Moezzi 28:9
10
و بامداد کرد دل مادر موسی تهی نزدیک بود فاش سازدش اگر نه بسته بودیم دلش را تا بشود از ایمان‌آرندگان‌
K.Moezzi 28:10
11
و گفت به خواهر خود جستجویش کن پس نگریستش از دور و ایشان نمی‌یافتند
K.Moezzi 28:11
12
و حرام ساختیم بر او شیرخوارگاه‌ها را (پستانها را) از پیش پس گفت آن زن آیا راهنمائی نکنم شما را به خاندانی که پرستاریش کنند برای شما و ایشانند برای او نیک‌خواهان‌
K.Moezzi 28:12
13
پس بازگردانیدیمش بسوی مادرش تا روشن شود چشمش بدو و اندوهگین نشود و تا بداند که وعده خدا است حقّ و لیکن بیشترشان نمی‌دانند
K.Moezzi 28:13
14
و هنگامی که رسید نیروی خود را و استوار شد ارزانی داشتیمش حکم و دانش را و بدینسان پاداش دهیم به نکوکاران‌
K.Moezzi 28:14
15
و در آمد به شهر هنگام غفلتی از مردمش پس یافت در آن دو مرد که کارزار می‌کردند این از دوستانش بود و آن از دشمنانش پس یاری جست از او آنکه از پیروانش بود بر آنکه از دشمنانش بود پس مشتی نواخت بر او موسی که کارش را ساخت گفت این از کار شیطان بود همانا او دشمنی است گمراه‌کننده‌ای آشکار
K.Moezzi 28:15
16
گفت پروردگارا همانا ستم به خود نمودم پس بیامرز مرا پس آمرزید او را که او است آمرزنده مهربان‌
K.Moezzi 28:16
17
گفت پروردگارا بدانچه به من ارزانی داشتی هرگز نشوم پشتیبان گنهکاران‌
K.Moezzi 28:17
18
پس بامداد کرد در شهر هراسانی چشم به راه ناگهان آنی که یاریش کرده بود دیروز به یاریش می‌طلبید گفت بدو موسی توئی همانا گمراهی آشکار
K.Moezzi 28:18
19
پس گاهی که خواست خشم آرد بدانکه او دشمن هر دو بود گفت ای موسی آیا خواهی مرا کشی چنانکه کشتی تنی را دیروز تو همانا نخواهی جز آنکه ستمگری باشی در زمین و نخواهی که باشی از اصلاح‌کنندگان‌
K.Moezzi 28:19
20
و آمد مردی از پایان شهر می‌دوید گفت ای موسی همانا مردم در اندیشه تواند که بکشندت پس برون شو همانا منم تو را از اندرزگویان‌
K.Moezzi 28:20
21
پس برون رفت از آن هراسانی چشم به راه گفت پروردگارا نجاتم ده از گروه ستمگران‌
K.Moezzi 28:21
22
و هنگامی که روی آورد بسوی مدین گفت امید است پروردگار من رهبریم کند به راه راست‌
K.Moezzi 28:22
23
و هنگامی که وارد شد بر آب مدین یافت بر آن گروهی را از مردم که آب می‌دادند و یافت نزدیک ایشان دو زن که بازمی‌داشتند (گوسفندان را از گریختن) گفت چیست کار شما گفتند ما آب ندهیم تا بازآیند شبانان (سیراب کنند) و پدر ما پیری هست فرتوت‌
K.Moezzi 28:23
24
پس سیراب کرد برای ایشان سپس بازگشت بسوی سایه و گفت پروردگارا همانا منم بدانچه فرستی به سویم از خیر نیازمند
K.Moezzi 28:24
25
پس بیامدش یکی از آن دو زن که می‌آمد (که روان بود) بر آزرمی گفت همانا پدرم تو را می‌خواند تا بپردازدت مزد آنچه را آب دادی برای ما پس گاهی که بر او درآمد و خواند بر او داستانها را گفت بیم مدار رها شدی از گروه ستمگران‌
K.Moezzi 28:25
26
گفت یکی از آن دو زن ای پدر مزدورش گیر که بهترین آنان که مزدور گیری نیرومندی است امین‌
K.Moezzi 28:26
27
گفت همانا خواهم که همسر تو گردانم یکی از دخترانم را اینان بر آنکه مزدورم باشی هشت سال و اگر ده سال را به پایان آوردی پس از نزد تو است و نخواهم سختی بر تو آرم زود است بیابی مرا اگر خدا خواهد از شایستگان‌
K.Moezzi 28:27
28
گفت این میان من و تو است که هر یک از دو سرآمد را به پایان آوردم نباشد ستمی بر من و خدا است بر آنچه گوئیم وکیل‌
K.Moezzi 28:28
29
پس گاهی که پایان آورد موسی سرآمد را و روان گشت با خاندان خویش دریافت از کنار طور آتشی را گفت به خاندان خویش درنگ کنید که من آتشی احساس کردم باشد بیارمتان از آن آگهیی یا گیرانه اخگری شاید شما گرم شوید
K.Moezzi 28:29
30
پس گاهی که آمد آن را خوانده شد از کنار راست درّه در سرزمین فرخنده از درخت که‌ای موسی همانا منم خدا پروردگار جهانیان‌
K.Moezzi 28:30