2
و سوگند به شبهاى دهگانه،
4
و سوگند به شب چون روى به رفتن نهد.
5
آيا خردمند را اين سوگندها كافى است؟
6
آيا نديدهاى كه پروردگار تو با قوم عاد چه كرد؟
7
با اِرَم كه ستونها داشت؟
8
و همانند آن در هيچ شهرى آفريده نشده بود.
9
و قوم ثمود كه در آن وادى سنگ را مىبريدند،
10
و قوم فرعون آن دارنده ميخها،
11
آنها در بلاد طغيان كردند،
12
و در آنها به فساد در افزودند.
13
و پروردگار تو تازيانه عذاب را بر سرشان فرود آورد.
14
زيرا پروردگارت به كمينگاه است.
15
اما آدمى، چون پروردگارش بيازمايد و گرامىاش دارد و نعمتش دهد، مىگويد: پروردگار من مرا گرامى داشت.
16
و چون بيازمايدش و رزق بر او تنگ گيرد، مىگويد: پروردگار من مرا خوار ساخت.
17
نه چنان است. شما يتيم را گرامى نمىداريد،
18
و يكديگر را به اطعام مسكين ترغيب نمىكنيد،
19
و ميراث را حريصانه مىخوريد،
20
و مال را فراوان دوست داريد.
21
آرى، چون زمين شكسته شود و شكسته شود،
22
و امر پروردگار تو فرا رسد و فرشتگان صف در صف،
23
و در آن روز جهنم را حاضر آرند، آدمى پند گيرد. و چه جاى پند گرفتن باشد؟
24
مىگويد: اى كاش زندهگشتن خويش را پيشاپيش چيزى مىفرستادم.
25
در آن روز كسى چون عذاب او عذاب نكند،
26
و همانند زنجير او به زنجير نكشد.
28
خشنود و پسنديده به سوى پروردگارت باز گرد،
29
و در زمره بندگان من داخل شو،