Ana SayfaMealler › A.Bahrampour
AB

A.Bahrampour

A.Bahrampour
A.Bahrampour meali ile okumaya başla
Yusuf 1 / 111
1
الف، لام، را. اينها آيات كتاب روشنگر است
A.Bahrampour 12:1
2
ما آن را قرآنى عربى نازل كرديم، باشد كه شما بينديشيد
A.Bahrampour 12:2
3
ما بهترين سرگذشت را به موجب اين قرآن كه به تو وحى كرديم بر تو حكايت مى‌كنيم، و تو بى‌ترديد پيش از آن از بى‌خبران بودى
A.Bahrampour 12:3
4
[ياد كن‌] زمانى را كه يوسف به پدرش گفت: اى پدر! همانا من در خواب يازده ستاره را با خورشيد و ماه ديدم، آنها را ديدم كه براى من سجده مى‌كنند. انّى رأيت: اى پدر من! همانا من ديدم. رأيت (رأى): ديدم. احد عشر كوكبا: يازده ستاره. ساجدين جمع ساجد: سجده كنان.
A.Bahrampour 12:4
5
[يعقوب‌] گفت: اى پسرك من! خوابت را براى برادرانت حكايت مكن كه براى تو حيله‌اى مى‌انديشند همانا شيطان براى انسان دشمنى آشكار است
A.Bahrampour 12:5
6
و اين گونه، پروردگارت تو را بر مى‌گزيند و از تعبير خواب‌ها به تو مى‌آموزد و نعمتش را بر تو و بر خاندان يعقوب تمام مى‌كند، همان گونه كه قبلا بر پدران تو ابراهيم و اسحاق تمام كرد. همانا پروردگار تو داناى حكيم است
A.Bahrampour 12:6
7
به راستى در ماجراى يوسف و برادرانش براى سؤال كنندگان عبرت‌هاست
A.Bahrampour 12:7
8
آن‌گاه كه گفتند: يوسف و برادرش نزد پدرمان با آن كه ما جمعى نيرومند هستيم محبوب‌ترند. قطعا پدر ما در گمراهى آشكارى است
A.Bahrampour 12:8
9
يوسف را بكشيد يا او را به سرزمينى [دور] بيندازيد تا توجه پدرتان معطوف شما گردد و پس از او مردمى صالح باشيد
A.Bahrampour 12:9
10
يكى از آنها گفت: يوسف را مكشيد. اگر كارى مى‌كنيد، او را در نهانخانه چاه بيفكنيد تا يكى از كاروان‌ها او را برگيرد
A.Bahrampour 12:10
11
گفتند: اى پدر! تو را چه شده است كه ما را بر يوسف امين نمى‌دانى در حالى كه ما قطعا خيرخواه او هستيم؟
A.Bahrampour 12:11
12
فردا او را با ما بفرست تا در چمن گردش و بازى كند و ما به خوبى نگهبان او خواهيم بود
A.Bahrampour 12:12
13
گفت: اين كه او را ببريد، سخت مرا اندوهگين مى‌كند و مى‌ترسم از او غافل شويد و گرگ او را بخورد
A.Bahrampour 12:13
14
گفتند: اگر گرگ او را بخورد با اين كه ما گروهى نيرومند هستيم، البته در اين صورت ما زيانكار خواهيم بود
A.Bahrampour 12:14
15
پس وقتى او را بردند و همداستان شدند تا او را در نهانخانه چاه بگذارند [چنين كردند]، و به او وحى كرديم كه قطعا آنها را از اين كارشان در حالى كه نمى‌دانند خبرخواهى داد
A.Bahrampour 12:15
16
و وقت غروب گريان نزد پدر خود آمدند
A.Bahrampour 12:16
17
گفتند: اى پدر! ما رفتيم مسابقه دهيم و يوسف را پيش اثاث خود نهاديم، آن‌گاه گرگ او را خورد، ولى تو سخن ما را هر چند راستگو باشيم باور نخواهى كرد
A.Bahrampour 12:17
18
و بر پيراهن وى خونى دروغين آوردند، [يعقوب‌] گفت: [نه‌]، بلكه نفس شما كارى را براى شما آراسته است. پس اينك صبرى نيكو [بهتر است‌]، و بر آنچه توصيف مى‌كنيد از خداوند يارى مى‌خواهم
A.Bahrampour 12:18
19
و كاروانى آمد و آب آورشان را فرستادند، پس او دلو خود را انداخت. گفت: مژده باد! اين يك پسر بچه است. و او را به عنوان كالايى پنهان داشتند، و خدا به آنچه مى‌كردند آگاه بود
A.Bahrampour 12:19
20
و او را به بهاى ناچيزى، چند درهمى، فروختند و در [مورد] آن بى‌رغبت بودند [چون مى‌دانستند صاحب دارد]
A.Bahrampour 12:20
21
و آن كس از مصر كه او را خريده بود به همسرش گفت: جايگاه او را گرامى بدار، شايد به حال ما سودمند باشد يا او را به فرزندى اختيار كنيم. و بدين گونه ما يوسف را در آن سرزمين تمكّن بخشيديم، و تا به او تأويل رؤياها را بياموزيم، و خدا بر كار خويش غالب است ول
A.Bahrampour 12:21
22
و چون به حدّ رشد رسيد، او را حكمت و دانش عطا كرديم، و نيكوكاران را چنين پاداش مى‌دهيم
A.Bahrampour 12:22
23
و آن زنى كه يوسف در خانه‌اش بود از او كام خواست، و درها را محكم بست و گفت: بيا كه از آن توام. يوسف گفت: پناه بر خدا! او پروردگار من است [و] جايگاه مرا نيكو داشته است. قطعا ستمكاران رستگار نمى‌شوند
A.Bahrampour 12:23
24
و آن زن آهنگ وى كرد، و يوسف نيز اگر برهان پروردگارش را نديده بود آهنگ او مى‌كرد. [و وى را مى‌زد و متهم مى‌شد] چنين كرديم تا بدى و زشتكارى را از او بازگردانيم، او از بندگان خالص شده‌ى ما بود
A.Bahrampour 12:24
25
و آن دو به سوى در از يكديگر پيشى گرفتند، و زن پيراهن وى را از پشت بدريد، و در كنار در آقاى زن را يافتند. زن گفت: جزاى كسى كه قصد بدى به خانواده‌ى تو كرده جز اين كه زندانى يا كيفر دردناكى شود چه خواهد بود
A.Bahrampour 12:25
26
يوسف گفت: او از من كام خواست. و شاهدى از خانواده‌ى آن زن شهادت داد كه اگر پيراهن او از جلو چاك خورده، زن راست گفته و او از دروغگويان است
A.Bahrampour 12:26
27
و اگر پيراهنش از پشت دريده شده، زن دروغ گفته و او از راستگويان است
A.Bahrampour 12:27
28
پس چون [شوهرش‌] ديد پيراهن او از پشت چاك خورده گفت: بى‌شك، اين از مكر شما زنان است، كه مكر شما بزرگ است
A.Bahrampour 12:28
29
اى يوسف! از اين [پيشامد] درگذر، و اى زن تو نيز براى گناه خود استغفار كن كه تو از خطاكاران بوده‌اى
A.Bahrampour 12:29
30
و زنانى در شهر گفتند: زن عزيز از غلام خود كام مى‌خواهد و سخت دلداده‌ى او شده است، به راستى ما او را در گمراهى آشكارى مى‌بينيم
A.Bahrampour 12:30